Home | Gallery | Biography | Exhibitions | Articles | Contact Me
 

 

 

 

زندگی و هنر ونسان وان گوگ ( نقش رویدادهای زندگی و حالات روحی هنرمند بر اثر او )        

  بخش اول                      
 

نویسنده : گلشن اسماعیل قربانی نژاد .
هرگونه نقل از مقالات این سایت فقط با ذکر منبع و نام صاحب اثر بلا مانع است .

 

پیشگفتار
اثر وسیله ای برای بررسی بیوگرافی نویسنده نیست ، بلکه اثر بایستی مستقل از بیوگرافی خالق آن ، اهمیت هنری داشته باشد . اگر هنرمندی در ارائه درونمایه های هنری خود به تقلید از دیگران نپرداخته و در بیان و احساس ، صداقت را بکار گرفته باشد ، با دقت علمی و هنری میتوان به بسیاری از خصایص روحی او پی برد .  همانگونه که این کار را با (( شکسپر )) کردند . منظور از خصایص روحی صرفا (( الهامات ، کشف ، شهود و توانمندی های تخیلی خالق اثر است ، ولی نمیتوان بر اساس آثار هنری به این نتیجه رسید که پدید آورنده آن آثار دارای روحی تاثیر گذار بر خود و دیگران، در زندگی شخصی و اجتماعیش بوده است .چه بسیارند شخصیت های هنری عظیم که از نظر زندگی اجتماعی درست بر خلاف پیام اثر هنریشان واقعیت دارند .
به همین دلیل اگر ما بخواهیم زندگی بزرگانی چون حافظ ، شکسپیر ، لئوناردو داوینچی ، پیکاسو و وان گوگ ، که البته هریک مرتبت خاصی دارند را بشناسیم باید زندگینامه آن ها را بر اساس شواهد و مدارک مبرهن و مستدل مورد فحص و کاوش قرار دهیم . والا تراشیدن شخصیت های رویایی ، از نظر زندگی فردی و اجتماعی ، همان شیوه اسطوره سازی در یونان و روم باستان بوده و افسانه ای بیش نیست . امروزه وقتی سیری در آراء و نظرات صاحبنظران متعدد در خصوص یک هنرمند بزرگ می کنیم ، با سخنان ضد و نقیض و کاملا مخالف مواجه می شویم . اگر در همین مرز و بوم شخصیت حقیقی حافظ شیرازی در نزد قشر عظیم اجتماع پس از گذشت قرن های متمادی در پس پرده ابهام است جای تعجب نیست ، وقتی بیوگرافی نویسان پس از گذشت چند دهه ، ده ها وان گوگ ، بر اساس دیدهای فانتزی خویش ، برای ما تراشیده اند که گاه دست دژخیم سیاستمداران ناسالم و اقتصاددانان به وضوح در آن نمایان است .  
 

حال ممکن است این سوال در ذهن خواننده پیش آید که رابطه اثر با موثر هنری چیست ؟
در پاسخ باید گفت ، همان گونه که گفته شد اثر ، الهام های درونی و توانمندی های روحی خالق خود را به ما معرفی میکند ، ولی وسیله ای برای پرداختن به بیوگرافی او نیست و حتی اثر می تواند بیانگر واقعیتی باشد از حقیقت سرکوب شده موثر خود با آرزوهای تحقق نیافته ، بنابراین تفاوت بسیاری از واقعیت تا حقیقت است .
مسلما در این مورد ممکن است استثناء هایی هم وجود داشته باشد .به عنوان نمونه این امکان وجود دارد که در مقطعی خاص اثر با گوشه ای از زندگی هنرمند گره بخورد ولی باز هم نمی توان گفت ، برای مثال اگر وان گوگ فلان حادثه یا بهمان اتفاق برایش نمی افتاد نقاش نمی شد ! یا چون نیما یوشیج ، بقول قائلش۱  اقدام به خفه کردن پشه ها و آویزان کردن آنها با ریسمان می کرد و بالای سر آنها می نوشت : " قصابی که به من گوشت گران فروخت یا رئیس اداره ای که به من بی احترامی می کرد"، دیگر نمی تواند آثار حماسی به وجود بیاورد و هنرمندی است کنش پذیر. اینگونه نیست چون آثار همین دو هنرمند اخیر ، خلاف  آن را  ثابت می کند. به همین سبب این نوشتار به دو بخش عمده تقسیم شده :

1.بیوگرافی وان گوگ بر اساس منابع موجود.

2.معرفی برخی از ویژگی های نقاشی او بر اساس آثار هنریش .

حال این بر عهده خواننده است که پس از مطالعه دقیق این دو بخش ، در خصوص میزان تاثیر زندگی وان گوگ بر آثار هنری او و بالعکس قضاوت کند. ذکر این نکته ضروری است که آنچه در مطبوعات امروز تحت عناوین مختلف به منظور بررسی روند هنری و زندگی هنرمندان رقم می خورد خلاف  واقع می نماید ، که به یک نمونه آن اشاره میگردد : در ماهنامه ای هنری2 نویسنده ای موضوعی را انتخاب میکند تحت عنوان (( روانشناسی وان گوگ )) پس از فصلی مفصل که در خصوص طلب مغفرت از هواداران  آن هنرمند می پردازد ، با عنوان کردن خود آگاه و ناخود آگاه ، هنرمندان را به دو گروه موفق و ناموفق تقسیم کرده ، سپس با اطنابی ممل در خصوص نظریات متناقض و غیر لازم دست می زند .  تا آن جا که از سالوادور دالی شروع کرده و سر از محمد حسین شهریار در می آورد ، . دیگر رجال هنر و اندیشه را نیز بی نصیب نمی گذارد و از بتهون ، تولستوی ، سوفکل ، شکسپیر و ... شاهد مثال می آورد ! گویا در این خیل بی در و پیکر قرعه فال به نام وان گوگ افتاده که عنوان موضوع ، به نام او رقم می خورد ، ولی به جز دو سه مورد ، مطلبی در باره او به چشم نمی خورد . نگارنده این مقاله پس از بحث طولانی اینگونه نظر می دهد که : (( ممکن است یک هنرمند با گرایش های بیمار گونه ، کلمات و جملات بسیار زیبایی بر زبان جاری کند ، بطور مثال کلماتی چون عشق به مردم ، اعتقادات مذهبی ، آگاهی و کشف ناشناخته ها را بر زبان آورد در حالیکه اعمال و رفتار و آفرینش های هنری او عکس آن را ثایت نماید))3 و اندکی قبل از طرح این مساله اینگونه می گوید : (( بعضی از منتقدین به ستایش های افراطی در مورد هنرمندانی با گرایش به وی پرداخته اند ، که متاسفانه تاثیرات منفی بجای گذاشته است ، روش صحیح در مورد چنین هنرمندانی این است که سخنان زیبای آنان معیار داوری قرار نگیرد بلکه از اعمال و روابط اجتماعی آنان بایدآغاز کرد4 . نویسنده مقاله مذکور به فاکتوری رسیده و بعد در مسیر خواست خودش ( محکوم کردن آثار هنرمند به خاطر نوع زندگی خودش ) پرداخته است . تحلیل یک اثر هنری که از احساس و روح خالقش نشئت میگیرد اینگونه نیست . باز هم یاد آور میشود که به نظر راقم این سطور باید حساب روح و اثر هنرمند را با زندگی و زیستی که معمولا به او تحمیل میشود جدا کرد . اثر ، جدای از موثر با مخاطب خود تماس روحی برقرار میکند فرض بر اینکه زندگی نامه وانگوگ کنار اثار هنریش نصب شود : باز هم اثر هنری به طور مستقل مدار تاثیر خویش را می پیماید . بنابراین بسیاری از نوشته ها که به عنوان نقد عرضه می شوند و متاسفانه هنرمندانی را زیر سوال می برند ، نمیتواند ارزش چندانی داشته باشند ، یا به گفته نویسنده روس ( چخوف ) (( وزوز حشرات )) هستند . در کل قابل ذکر است که اگر هنرمند زندگی و اثرش در یک راستا قرار گیرد ، هنرش خالصانه و جاودانه خواهد ماند .